آسيب شناسي مهدويت
براى هر فرهنگ و مجموعه معرفتى ممكن است آفتهايى روى دهد كه مانع رشد و بالندگى آن فرهنگ باشد فرهنگ دينى نيز گاهى به آفتهايى گرفتار مىشود كه حركت رو به كمال آن را كُند مىكند و بحث «آسيبشناسى دينى» عهدهدار شناختن آن آفتها و شيوه مقابله با آنهاست.
مناسب است در فصل پايانى درباره آن چه به عنوان آسيبهاى فرهنگ ناب مهدوى مطرح مىشود بحث كنيم تا ضمن آشنايى با آسيبها به راههاى خنثى سازى و مقابله با آنها بينديشيم.
آسيبهاى فرهنگ مهدويّت، مواردى است كه غفلت از آنها موجب سستى اعتقاد مردم و به ويژه جوانان نسبت به اصل وجود امام مهدىعليه السلام و يا ابعاد مختلف شناخت آن بزرگوار است و گاهى نيز سبب گرايش به افراد يا مجموعههاى منحرف مىگردد. بنابراين آشنايى با اين آسيبها، منتظرانِ آن امام بزرگ را از كجروى در اعتقاد و عمل حفظ خواهد كرد.
ما در اينجا مهمترين آسيبهاى فرهنگ مهدويت را در عنوانهايى جدا از يكديگر مورد بحث قرار مىدهيم:
از آسيبهاى مهم در فرهنگ مهدويت، تفسيرها و برداشتهاى نادرست از موضوعات اين فرهنگ اسلامى است. تحليل نادرست و ناقص از روايات به دريافت غير صحيح مىانجامد كه چند نمونه از آن را بيان مىكنيم.
1. برداشت غلط از مفهوم «انتظار» سبب شده است كه بعضى گمان كنند كه چون اصلاح جهان از فسادها به دست امام عصرعليه السلام خواهد بود ما در برابر تباهىها و ناهنجارىها هيچ وظيفهاى نداريم و بلكه ممكن است گفته شود كه براى نزديك شدن ظهور امام مهدىعليه السلام بايد براى ترويج بدىها و زشتىها در جامعه اقدام كنيم!! اين انديشه نادرست در مقابل ديدگاه قرآن و اهل بيتعليهم السلام است كه امر به معروف و نهى از منكر را از وظايف حتمى هر مسلمان مىداند.
بنيانگذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى(ره) در نقد اين ديدگاه فرمودهاند:
ما اگر دستمان مىرسيد، قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلمها و جورها را از عالم برداريم تكليف شرعى ماست. منتهى ما نمىتوانيم. اين كه هست اين است كه حضرت [امام مهدىعليه السلام] عالم را پر مىكند از عدالت؛ نه شما دست برداريد از اين تكليفتان، نه اين كه شما ديگر تكليف نداريد.(1)
ايشان همچنين در ادامه بيانات خود فرمودهاند:
[آيا] ما بر خلاف آيات شريفه قرآن دست از نهى از منكر برداريم؟ دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براى اين كه حضرت بيايند؟!(2)
لازم به ذكر است كه ما در ابتداى بحث «انتظار» درباره معنى صحيح انتظار سخن گفتيم.
2. بعضى از ظاهر بعضى از روايات اينگونه برداشت كردهاند كه هر قيامى قبل از قيام امام مهدىعليه السلام محكوم و مردود است بنابراين در برابر قيام و انقلاب شكوهمند اسلامى ايران كه قيامى بر ضدّ طاغوت و استكبار و در جهت برقرارى احكام الهى بوده است موضع نادرستى گرفتهاند.
در پاسخ بايد گفت كه اجراى بسيارى از احكام اسلامى مانند اقامه حدود و قصاص و نيز جهاد با دشمنان و مبارزه فراگير با فساد جز با تشكيل حكومت اسلامى ممكن نيست، بنابراين تلاش براى برقرارى نظام اسلامى كارى پسنديده و مورد قبول است و نهى از قيام در بعضى از روايات به معنى شركت در قيامهاى باطل كه انگيزه الهى ندارد و يا قيامهايى كه بدون توجه به شرايط و زمينههاى لازم انجام مىگيرد و يا حركتهايى كه به عنوان قيام مهدوى شروع مىگردد، مىباشد. نه اينكه هر انقلاب و حركتى كه در مسير اصلاح جامعه است مردود شمرده شود.(3)
3. يكى ديگر از برداشتهاى غلط در فرهنگ مهدويت، نشان دادن چهره خشونتآميز از امام مهدىعليه السلام است.
بر خلاف تصوّر بعضى افراد كه مىانديشند امام مهدىعليه السلام با شمشير عدالت، دريايى از خون به راه مىاندازد و بسيارى را از دم تيغ عبور مىدهد؛ امام عصرعليه السلام مظهر رأفت و رحمت پروردگار است و مانند پيامبر بزرگوار اسلامصلى الله عليه وآله ابتدا همگان را با بيان روشن و دلائل آشكار به اسلام و قرآن مىخواند و اكثر مردم دعوت آن حضرت را پاسخ مىدهند و به او مىپيوندند. بنابراين امامعليه السلام تنها با مخالفان سرسخت كه آگاهانه از پذيرفتن حق سرباز مىزنند و جز زبان شمشير نمىفهمند با سلاح برخورد مىكند. 
يكى ديگر از آسيبهاى جدى در فرهنگ مهدويّت، استعجال ظهور است. استعجال به معنى عجله كردن و خواستن چيزى قبل از رسيدن وقت آن و تحقّق زمينههاى لازم براى آنست. انسانهاى عجول به خاطر ضعف نفس و كم ظرفيّت بودن، متانت و سكون و آرامش خود را از دست مىدهند و بدون در نظر گرفتن شرايط، خواهان تحقّق پديدهها هستند.
در فرهنگ ناب مهدويّت و در برخورد با مسئله انتظار امام غايب، انسانِ منتظر، پيوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتياق خواستار ظهور است و براى تعجيل امر فرج دعا مىكند ولى هرگز عجله نمىكند و هر چه غيبت به درازا كشد و انتظار، طولانى شود. باز هم صبر و شكيبايى را از كف نمىدهد بلكه عليرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او كمال تسليم را از خود نشان مىدهد و براى تحقّق همه زمينههاى لازم براى ظهور مىكوشد و بردبارى مىكند.
عبدالرحمن بن كثير گويد: خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهرم داخل شد و عرض كرد: قربانت گردم! به من خبر دهيد اين امرى كه در انظارش هستيم كى واقع مىشود؟ امام فرمود: اى مهرم دروغ گفتند وقت گذاران و هلاك شدند شتاب كنندگان و نجات يافتند تسليم شدگان.(4)
نهى از عجله و شتاب زدگى در امر ظهور به آن جهت است كه به دنبال اين پديده، روحيه يأس و نوميدى در انسانِ منتظر، پيدا مىشود؛ آرامش و صبورى را از دست مىدهد و حالت تسليم او به حالت گلهمندى و شكايت تبديل مىگردد و از تأخير ظهور بىقرار مىگردد و اين بيمارى را به ديگران نيز سرايت مىدهد و گاهى به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انكار وجود امام، گرفتار مىشود.
گفتنى است كه منشأ استعجال ظهور آن است كه نمىداند ظهور از سنتهاى الهى است و مانند همه سنتها بايد پس از تحقق همه شرايط و زمينهها، انجام گيرد و بنابراين براى وقوع آن عجله مىكند.
از آسيبهاى فرهنگ مهدويّت آن است كه بعضى به دنبال تعيين زمان براى ظهور هستند. در حالى كه زمان ظهور بر مردم مخفى است و در روايات پيشوايان دينى از تعيين وقت براى ظهور به شدت نهى شده است و وقت گذاران دروغگو شمرده شدهاند.
از امام باقرعليه السلام سؤال شد، آيا براى ظهور وقت (معينى) است؟
فرمود:
آنها كه براى ظهور تعيين وقت مىكنند دروغ مىگويند. (و سه بار اين جمله را تكرار كرد.)(5)
با اين حال بعضى آگاهانه يا ناآگاهانه براى ظهور تعيين وقت مىكنند كه كمترين اثر آن احساس يأس و نااميدى براى كسانى است كه اين وعدههاى دروغين را باور كردهاند ولى خلاف آن را مشاهده كردهاند.
بنابراين منتظرانِ واقعى بايد خود را از دام شيّادان و نيز نادانان حفظ كنند و درباره زمان ظهور تنها منتظر اراده پروردگار باشند.
در روايات فراوان نشانههايى براى ظهور امام مهدىعليه السلام بيان شده است امّا كيفيت دقيق و خصوصيات آنها روشن نيست و اين بسترى براى تحليلها و تفسيرهاى شخصى و احتمالى گرديده است. هر چند گاهى بعضى در پى تطبيق علائم ظهور بر پديدههاى موجود بر مىآيند و بدينوسيله خبر از نزديكى ظهور و احتمال قريبالوقوع بودن آن مىدهند.
اين جريان نيز از آسيبهاى فرهنگ مهدويت است كه گاهى به يأس و نااميدى از ظهور مىانجامد. براى مثال وقتى شخصيّت سفيانى به فردى خاصّ كه در فلان منطقه است تفسير شود و درباره دجّال، تحليلهاى بىدليل مطرح گردد و به دنبال آن بشارت ظهور در زمانى بسيار نزديك، به همگان داده شود و پس از طى شدن ساليانى، امامعليه السلام ظهور نكند، عدّهاى به انحراف و اشتباه گرفتار مىشوند و در اعتقادات صحيح خود دچار تزلزل و ترديد مىگردند.
در فرهنگ ناب مهدوى معارف فراوانى است كه پرداختن به آنها يك ضرورت شمرده مىشود و نقش اساسى در جهت آگاهى بخشى به شيعيان دارد و براى ترسيم نحوه عملكرد آنها در زمان غيبت بسيار مهم است.
گاهى افراد و مجموعهها در قالب گفتار و مقالهها و نشريّات و حتى كنفرانسها به بحثهايى روى مىآورند كه هيچ ضرورتى براى طرح آنها احساس نمىشود و بلكه گاهى سبب ايجاد شبههها و سؤالات انحرافى در ذهن و انديشه منتظران مىگردد.
براى نمونه پرداختن به بحث «ملاقات با امام زمان» و ترغيب و تشويق فراوان و به شكل افراطى نسبت به اين موضوع، پيامدهاى ناگوارى دارد و سبب نااميدى و گاهى انكار امامعليه السلام مىگردد. در حالى كه آنچه در روايات بر آن تأكيد شده است، حركت در جهت رضايت امام مهدىعليه السلام و پيروى از آن حضرت در گفتار و كردار است و بنابراين آنچه مهم است تبيين وظايف منتظران، در عصر غيبت امام است تا اگر توفيق ملاقات با امام دست داد، در حالت رضايتمندى آن بزرگوار باشد.
پرداختن به مباحثى از قبيل ازدواج حضرت و يا وجود فرزند براى آن بزرگوار و يا محل زندگى حضرت و مانند آن نيز از نمونههاى بحثهاى غير ضرورى است كه بجاست جاى خود را به مباحث كاربردى و تأثيرگذار در مسير زندگى منتظران بدهد. به همين دليل گفتگو درباره شرايط و زمينههاى ظهور نيز بر بحث علائم ظهور مقدم است زيرا آشنايى با شرايط ظهور مشتاقان امام را به حركت در راستاى تحقق آن شرايط ترغيب مىكند.
اين نكته نيز مهم است كه در طرح مباحث مهدويّت، جامعنگرى لازم است. مقصود از جامع نگرى آن است كه در هنگام گفتگو درباره يك موضوع مجموعه معارف مهدويّت مورد مطالعه قرار گيرد. گاهى بعضى افراد با مطالعه برخى از روايات و بدون در نظر گرفتن روايات ديگر، تحليلهاى نادرستى از جريان مهدويت بيان مىكنند. براى مثال با ملاحظه رواياتى كه از جنگ طولانى و خونريزى فراوان خبر داده است، چهره بسيار خشنى از امام غايب ترسيم مىكنند و از روايات ديگر كه جلوههاى محبّت و مهربانى امام مهدىعليه السلام را بيان كرده است و سيره و اخلاق او را همانند خلق و خوى جدّ گراميش پيامبر مكرّم اسلامصلى الله عليه وآله معرفى كرده است، غافل مىمانند. بديهى است كه دقّت در هر دو دسته روايات، اين حقيقت را بيان مىكند كه برخورد امامعليه السلام با همه انسانهاى حق طلب - چه رسد به شيعيان و دوستداران آن بزرگوار - با دريايى از مهربانى و صفا و صميميّت خواهد بود و شمشير انتقام آن ذخيره الهى تنها بر گرده ستمگران و پيروان آنها فرود خواهد آمد.
بنابراين گفتگو درباره موضوع مهدويّت صلاحيت علمى كافى مىخواهد و آنها كه چنين صلاحيتى ندارند نبايد به اين ميدان وارد شوند و ورود آنها به اين عرصه مىتواند آسيبهاى جبران ناپذيرى به فرهنگ مهدويت وارد كند.
يكى ديگر از آسيبهاى معارف مهدويّت، ظهور مدّعيان دروغين در اين جريان مقدّس است. در طول ساليان غيبت امام مهدىعليه السلام افرادى به دروغ ادعا كردهاند كه با آن حضرت، ارتباط خاص دارند و يا از سوى آن بزرگوار، به مقام نيابت خاص رسيدهاند.
امام زمانعليه السلام در آخرين نامه خود به نايب چهارم، تصريح كردند:
تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت، كارهايت را سامان ده و درباره جانشينى از خود، به هيچ كس وصيتنكن كه غيبت كامل فرا رسيده است... و در آينده بعضى از شيعيان من ادعاى مشاهده (و ارتباط با من) مىكنند. آگاه باشيد كه هر كس قبل از خروج سفيانى و صيحه (آسمانى) ادّعاى مشاهده داشته باشد دروغگو است.(6)
با اين بيان روشن، هر شيعه آگاهى وظيفه دارد، مدّعيان ارتباط و نيابت خاص از امام را تكذيب كند و راه نفوذ و سودجوئى اين فرصتطلبان و دنيا خواهان را ببندد.
بعضى از اين دروغگويان پا را فراتر نهاده و پس از ادّعاى نيابت، مدّعى مهدويت شدهاند و در پى اين ادّعاى باطل، مكتب و فرقهاى انحرافى را بنيان نهادهاند و زمينه انحراف اعتقادى عدّه بسيارى را فراهم كردهاند(7) كه با مطالعه تاريخچه اين گروهها روشن مىشود كه بسيارى از آنها با پشتيبانى و حمايت استعمار به وجود آمده و به حيات خود ادامه دادهاند.
روشن است كه شكلگيرى فرقهها و گروههاى منحرف و پيوستن و اعتماد كردن افراد به مدّعيان مهدويّت يا نيابتِ امام عصرعليه السلام، ريشه در جهل و نادانى آنها دارد. شوق فراوان به ديدار امامعليه السلام بدون معرفت و آگاهى كافى نسبت به آن حضرت و غفلت از وجود شيّادان در اين عرصه، زمينه ساز ارتباط با مدّعيان دروغينى مىگردد.
بنابراين شيعيان منتظر بايد با آگاهى كافى از معارف ناب مهدويّت خود را از دام شيّادان و نيرنگ بازان حفظ كنند و با پيروى از علماى متعهد شيعه در مسير روشن مكتب گام بردارند.
1) صحيفه نور، ج 20، ص 196.
2) همان.
3) براى اطلاع بيشتر درباره اين موضوع به كتاب «دادگستر جهان» نوشته «ابراهيم امينى»، ص 254 تا 300 مراجعه شود.
4) كافى ج 2، ص 191.
5) غيبت طوسى، ح 411، ص 426.
6) كمالالدين، ج 2، باب 45، ح 45، ص 294.
7) يكى از اين فرقههاى منحرف، فرقه بابيّت است كه رهبر آن «على محمّد باب»، ابتدا ادعاى نيابت امام مهدىعليه السلام را مطرح كرد و پس از آن مدعى شد كه همان مهدى موعود است و در نهايت ادعاى پيامبرى هم كرد! و اين فرقه منحرف زمينه شكلگيرى مكتب انحرافى بهائيت شد.
براي كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه به سايت www.mahdisearh.com مراجعه نماييد
نوشته شده توسط بسیجی در سه شنبه 10 آذر1388 ساعت 7:0 PM موضوع | لینک ثابت
ياران حسيني .منتظران مهدوي
نهضت اباعبدالله الحسين (ع) آثار وپيامد هاي فراواني در طول تاريخ جوامع اسلامي ، بلكه جهان بشريت به جاي گذاشته است .حسين بن علي (ع)اين معلم ومربي بشربا حركت اگاهانه خودمدرسه اي در جهان برپا نمود تا دروس عالي الهي را به امت زمان خود و به همه نسل هاي مختلف بشر تعليم دهد .
در اين ميان نقش(( ياري رساندن به امام هر زمان))وتأثير مهمي كه شيعان وياوران ائمه (ع)در نتيجه بخشي به تلاش معصومين داشته ودارند اصلي ترين درس اين مكتب پويا است .امروز مي بايست اين مسئله با دقت مورد توجه قرار گيرد تابا پياده نمودن ومنطبق ساختن ان در زمان حاضر وظيفه منتظران در قبال امام عصر روشن گردد.
ياري امام ميثاق الهي
خداي تعالي در عالم ميثاق از همه افرا نسبت به محبت واطاعت وفرمان برداري از امام زمانشان پيمان محكمي اخذ نموده وبه عبارتي با انها قرداد بسته است تا در دنيا به ولايت ائمه معصومين (ع) متعهد بمانند واز حاميت وياري امام خود دست نكشند .امام صادق (ع) در اين مورد مي فرمايند :"خداوند احدي را خلق نكرد ورسولي را نفرستاد مگر انكه آنها را به ولايت محمد وعلي وجانشينانش فرا مي خواندواز آنها بر اين ولايت تعهد مي گرفت " بحار الانوار ج26ص290 امام باقر (ع) نيز در تفسير ايه 172 سوره اعراف چنين مي فرمايند:"همانا خداوند از شيعان ما بر ما ولايت ، پيمان گرفت در حالي كه آنها در عالم ميثاق ودر بدن هاي ذره اي بودند"
از همين رو در زيارت ال ياسين ضمن عرض ادب به محضر مقدس امام عصر(ع)با اين سلام ايشان را مورد خطاب قرار مي دهيم " اسام عليك يا ميثاق الله الذي اخذه ووكّده" سلام بر تو اي پيمان الهي كه خداوند از مردم براي وفاي به آن پيمان محكمي گرفت وبر آن تٲكيد نمود "
خود امام زمان (ع) نيز در ضمن نامه اي به شيخ مفيد خويش را اينچنين معرفي مي فرمايند :"از طرف كسي كه خداوند براي او از بندگانش پمان گرفت "
بنا براين يكي از وظايف شيعيان تجديد عهد وپيماني است كه با امام خود دارند لذا در دعاي عهد عرض مي كنيم"انّي اجدد له في صبيحﺔ يومي هذاو ما عشت من ايامي عهدا̋وعقدا̋وبيعﺔ في عنقي لا احول عنها ولا ازول ابدا̋" "خدايا من در صبح امروز وتا روزي كه زنده باشم عهد وپيمان وبيعت او را كه به گردن دارم تجديد مي نمايم وهرگز از آن بر نمي گردم"
پس شايسته است كه انسان منتظر عهد وپيمان خود را هر روز با امام زمان خود تجديد نمايد تا ضمن برقراري ارتباط روحي با ان حضرت و اعلام امادگي براي نصرت عهدي كه با امامش دارد را فراموش نكند وافكار وعقايد واعمال خود راطبق پيماني كه با آن حضرت دارد تنظيم نمايد تا مبادا از حريم ولايت آن حضرت دور گردد.
نقش ياران در تعيين سرنوشت بشر
شيخ مفيد رحمت الله نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمودند :" پس از رحلت رسول خدا (ص)چهل مرد نزد اميرالمؤمنين رفتند وگفتندكبه خدا قسم كه هرگز از غير تو اطاعت نخواهيم كرد وتو را ياري خواهيم نمود آن حضرت فرمود : چرا ؟ گفتند زيرا از رسول خدا (ص) درباره تو در روز غدير اينگونه شنيديم كه بايد تنها از تو اطاعت كرد حضرت فرمودند : پس صبح فردا به حالت آماده باش و باسر هاي تراشيده نزد من بياييد . فرداي آن روز جز سه نفر ( سلمان ، ابوذر ،ومقداد )كسي حاضر نشد .بعد از ظهر يكي از كساني كه اعلام وفاداري كرده بود با سر نتراشيده خدمت آن حضرت رسيد . حضرت دست مباركش را بر سينه او زد وفرمود: شما كه در يك دستور كوچك ( سر تراشيدن ) از من اطاعت نكرديد چگونه در كندن كوه هاي آهن ، مطيع من خواهيد بود ؟"
اگر مردم عصر رحلت پيغمبر اكرم ( ص) از امت هاي گذشته عبرت مي گرفتندوبر ولايت اميرالمؤمنين وائمه بعد از ايشان (ع)متعهد مي ماندند ،به انحرافات وسختي هاي امت هاي گذشته دچار نمي شدند .
اگر مردم خلافت پيامبر را از كانون الهي وحقيقي خودبه مركز ناداني وفساد نمي كشاندند،اگر امام خود را مي شناختند وزندگي دنيوي واخروي را با او منطبق مي ساختند امروز شاهد اين همه تفرقه ومكاتب ومذاهب مختلف در علم اسلام نبوديم بلكه به فرموده حضرت فاطمه (س) "به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار مي كردند وعترت پيامبرش را تبعيت مي نمودند حتي دو نفر هم درباره خدا با هم اختلاف نميكردند
چنانچه پيغمبر اكرم (ص) نيز در اين باره فرمودند :" اگر مردم بر محبت علي بن ابيطالب (ع) اجتماع مي كردند خداوند عزّوجلّ جهنم را خلق مي كرد "
اينچنين است كه نقش ياران وپيروان امام هر زمان در سرنوشت مادي ومعنوياين دنيا وآينده اي كه بعد از اين دنيا در پيش دارند بسيار تعيين كننده وحياتي است .كه بارزترين شاهد ومثال آن واقعه كربلا است.
وقتي فرياد حسين بن علي در طلب ياري بلند شد در مققابل اين استنصار اومردم چند گروه شدند ، عده قليلي نداي مردم را اجابت كرده وبه ياريش شتافتند عده اي دعوتش را رد كرده ورودرروي او قرار گرفتند ، عده اي با وجود اينكه از ماجرا خبر داشتند در مقابل آن بي تفاوت بودند وعده اي نيز كاملا̋ در بي خبري به سر مي بردند و از اين واقعه اطلاعي نداشتند .
جز گروه اول كه به سبب تبعيت از امام خود به رسگاري رسيدند بقيه مقصر وسزاوار عقوبت اند حتي آن دسته كه از امام زمان خود واز وضيعيت او خبر نداشتند.
امروز نيز وضعيت به همين منوال است جز عده اي قليلي از شيعيان كه ايمان به غيب دارند ونداي امامشان را اجابت نموده اند ساير مردم دنيا ، مسلمان يا غير مسلمان يا رودروي او ايستاده اند وبا دشمني وعليه او مبارزه مي كنند يا نسبت به او بي تفاوتند ويا اصلا̋ از او اطلاعي ندارند كه همه اينها جز عده قليل دسته اول در طولاني شدن دوران غيبت مسئول ومقصر هستند زيرا همه افراد بشر در هر زمان ومكاني نسبت به امام خود تعهد دارند وبا خدا در ياري كردن او قرداد بسته اند لذا تمامي اينان ولو فاسد وظالم نباشند در وضعيت كنوني دنيا وظلم وجور وفساد آن شريك هستند چرا كه با سكوت خود به اين وضعيت دامن مي زنند .چنانچه پيغمبر اكرم (ص) در ذيل آيه "ووقفوهم انّهم مسئولون " فرموده اند "يعني درباره ولايت علي بن ابيطالب (ع) از آنها سؤال مي شود " ومسلم است كه از هر كسي در رابطه با امام عصرش سؤال خواهد شد
شباهت ياران امام حسين (ع)ویاران امام زمان (ع)
ياران امام حسين (ع) واصحاب امام زمان (ع) فرزند قرآن وپرورش يافته خاندنا عصمت وطهارت هستند يعني در يك مكتب وتحت تربيت مربي واحدي بوده اند . پس طبيعي است اوصاف وويژگي هاي آنها مشترك ومشابه باشد . لذا شايسته است براي درك وفهم وويژگي هاي شاگردان مكتب اهل بيت (ع) كه بهترين الگو براي نسل جوان هستند به خصوصيات مشترك آنها توجه كنيم
معرفت حقيقي
اولين گام براي كسب توفيق حضور در حلقه ياران امام زمان (ع) شناخت امام معصوم است
چنانچه امير المومنين در جواب سلمان وابوذر كه از ايشان خواسته بودند خود را براي آنان معرفي كند فرمود "شناخت من از روي حقيقت ونورانيت شناخت خداي عزوجل است وشناخت خداي عزوجل از روي نورانيت وحقيقت شناخت من است واين همان دين خالصي است كه خداوند مي فرمايد "آنها به چيزي جز پرستش خالصانه خدا ، برپا داشتن نماز وپرداخت زكات امر نشده اند واين دين دين مستقيم وپايدار است "
اگر بخواهيم خدا را بشناسيم بايد از كساني كمك بخواهيم كه خدا را شناخته اند وآنان يقينا̋ ائمه (ع) هستند همانطور كه در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم " السلام علي محال معرفﺔ الله"
اگر كسي بخواهد در زمره ياران امام زمانش قرار بگيرد بايد با او سنخيت روحي پيدا كند تا بتواند حقيقتا̋ با او باشد و اين به دست نمي آيد مگر با اعتقاد صحيح ومعرفت وپاكي نفس
بنا بر اين عارف حقيقي كسي است كه امام خود را بشناسد وبه حق او آگاه باشد . همانطور كه در انتهاي زيارت جامعه از خدا مسئلت مي نماييم گاسئلك ان تدخلني في جملﺔ العارفين بهم وبحقهم "وبا اين عرفان حقيقي است كه انسان مي تواند به مقام قرب امام (ع) كه قربي روحي است برسد زيرا اگر قرب بدني وظاهري امام حاصل شود ولي سنخيت وتناسب روحي ويكساني عقايد وروحيات محقق نشده باشد همراهي واقعي با امام امكان پذير نخواهد بود كما اينكه بيش از هزار نفر تا شب عاشورا با امام حسين (ع) بودند ولي چون با او سنخيت روحي نداشتند نتوانستند همراه او بمانند ورهايش كردند اما افرادي چون حبيب بن مظاهر وبرير كه امام خود را شناخته بودن تا آخرين لحظه در كنار او ماندند
يكي از ياران آن حضرت ارادت ومعرفت خود را به آن حضرت اينگونه ابراز نمودند :
زهيربن قين "يابن رسوا الله كلام شما را شنيديم وگوش دل به آن سپرديم اگر اين دنيا براي هميشه باقي باشد وما هم در آن مخلد باشيم با تو بودن را بر زندگي دنيا ترجيح ميدهيم ،معكم معكم ولا مع غيركم "
يارا بقيت الله (ع) نيز از آنجا كه خود را تحت تربيت خاندان عصمت قرار داده اند به معرفتي دست يافته اند كه امير المومنين در وصفشان مي فرمايد " آنها كساني هستند كه به حقيقت توحيد راه يا فته اند
پيغمبر اكرم (ص) نيز مي فرمايند "والا ترين مردم از نظر يقين قومي در آخر الزمان هستند كه پيامبر را درك نكرده اند وحجت خدا نيز از آنها محجوب است اما به مركب سياه روي كاغذ سفيد ايمان آورده اند "
بر گرفته از كتاب "از فرات تا فرات "( جمعي از نويسندگان)
نويسنه مقاله : حجت الاسلام والمسلمين محمد مهدي راستگو
نوشته شده توسط بسیجی در جمعه 6 آذر1388 ساعت 0:33 AM موضوع | لینک ثابت
خدا كند تو بيايي
از عمق نا پيداي مظلوميت ما صدايي آمدنت را وعده ميداد
صداراعدل خداوندي صلابت مي بخشيدومهر رباني گرما مي داد وما هرچه استقامت ،از اين صدا گرفتيم وهر چه تحمل ،از اين نوا دريافتيم .
در زير سهمگين ترين پنجه هاي شكنجه تاب مي آورديم كه شكنج زلف تورا مي ديديم. در كشاكش تازيانه ها وچكاچك شمشير ها برق نگاه تو تابمان مي دادوصداي گام هاي آمدنت توانمان مي بخشيد.رايحه ات كه مژده حضور تو را بر دوش مي كشيدمرهمي بر زخم هاي نو به نومان بود وجبر جان هاي شكسته مان. درد ها همه از آن رو تاب آوردني بود كه آمدني بودي.تحمل شدائداز آن رو شدني بود كه ظهورت شدني بود وبه تحقق پيوستني.
انگار تخم صبر بوديم كه در خاك انتظار تاب مي آورديم تا در هرم خورشيد تو به بال وپر بنشينيم.
سنگيني بار انتظار بر پشت ما سنگيني يك سال ودو سال نيست ، سنگيني يك قرن ودو قرن نيست حتي از زمان توديع يازدهمين خورشيد نيست .
تاريخ انتظار وشكيبايي مابه ان ظلم كه در عاشورا بر ما رفته است بر مي گردد، به آن تير ها كه از كمان قساوت برخاست وبر گلوي مظلوميت نشست .به آن سم ا سب هاي كفر كه ابدان مطهر توحيد رامشبك كرد ، بة آن جنايتي كه دست وپاي مردانگي را بريد
از ان زمان تا كنون ما به آب حيات اتظار زنده ايم انتظار ظهور منتقم خون حسين(ع)
تاريخ استقامت مااز آن زمان هم دورتر مي رود از عاشورا مي گذردوبه بعثت پيامبر اكرم (ص)مي رسد.هم او در مقابل همه جهل ظلم وكفر وشرك و عنادوفسادي كه جهان ان زمان را پوشانده بودوعده مي فرمودكه كسي خواهد آمد .نامش نام من، كنيه اش كنيه من،لقبش لقب من،دوازدهمين وصي من خواهد بودوجهان را از توحيد وعدل وعشق وداد پر خواهد كرد.
اما تاريخ صبر وانتظار ما به دورتر ها بر مي گردد، به مظلوميت وتنهايي عيسي،به غربت موسي، به استقامت نوح واز همه اينها گذر ميكند تا به مظلوميت هابيل مي رسد.
انتظار وبردباري ما را وسعتي است از هابيل تا كنون وتا بر خاستن فرياد جبرئيل در زمين و آسمان وآوردن مژده ظهور امام زمان(عج)
آري ودر آن زمان هستي حياط خواهد يافت،عشق پر وبال خواهد گشود ودر رگهاي خشكيده علم خون تازه خواهددويد. پشت هيولاي ظلم وجهل با خاك انس جاودان خواهد گرفت، شيطان خلع سلاح خواهد شد، انسان بر مركب رشد خواهد نشست وعروج را زمزمه خواهد كرد.
برگرفته از(( كتاب خداكند تو بيايي))
سيد مهدي شجاعي
نوشته شده توسط بسیجی در دوشنبه 2 آذر1388 ساعت 0:12 AM موضوع | لینک ثابت
ابن عباس ازپيامبراكرم (ص) نقل مي كند كه آن حضرت به حضرت علي (ع) فرمودند:اي علي اگر تمام دنيا ولايت تورا مي پذيرفتند اصلاً خداوند جهنم را نمي آفريد، وليكن بدان كه فقط تو و شيعيا نت رستگاران روز قيامت هستيد .(دّر بحر المناقب ،علامه موصلي صفحه۵۸ )
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 4:58 PM موضوع | لینک ثابت
حكمت هايي از اميرالمؤمنين (ع) :
كمترين حق خدا بر عهده شما اينكه از نعمت هاي الهي در گناهان ياري نگيريد
همانا خداي سبحان روزي فقراء رادر اموال سرمايه داران قرار داده است پس فقيري گرسنه نمي ماند جز به كاميابي توانگران وخداوند ازآنان درباره گرسنگي گرسنگان خواهد پرسيد
روز انتقام گرفتن از ظالم سخت تر از ستمكاري بر مظلوم است
پا كدامني زيور تهي دستي وشكر گزاري زيور بي نيازي(ثروتمندي) است
انديشه آينه اي شفاف وعبرت از حوادث ،بيم دهنده اي خير انديش است وتورا در ادب كردن نفس همان بس كه از آنچه انجام دادنش را براي ديگران نمي پسندي بپرهيزي
علم وعمل پيوندي نزديك دارد وكسي كه دانست بايد به آن عمل كند چرا كه علم ،عمل را فراخواند اگر پاسخش داد مي ماند وگر نه كوچ مي كند
دست نيافتن به گناه نوعي عصمت است
از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد زيرا همان كه گواه است داوري مي كند
(برگرفته از نهج البلاغه)
نوشته شده توسط بسیجی در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 4:32 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY